نهلا غروي نائيني

74

محدثات شيعه ( فارسي )

بليغ أو را آورده است . « 1 » عمر رضا كحاله موعظه ونصيحت أم سلمة به عثمان بن عفان ونامه‌اش به معاوية را نقل كرده است . « 2 » أم سلمة چون از نصيحت واحتجاج با عايشه فايده‌اى نديد ، ناچار از مكة نامه‌اى به أمير المؤمنين عليه السّلام نوشت وآن را به پسرش عمر داد وگفت : اين مكتوب را هرچه سريعتر به دست أمير المؤمنين عليه السّلام برسان وملازم ركاب أو باش وهرچه گويد فرمانبردار باش . أم سلمة آنچه را بين أو وعايشه گذشته بود ، در آن نامه نوشته وعرض كرده بود : اى أمير المؤمنين ! اگر رسول خدا صلّى اللّه عليه واله ما را به لزوم بيت فرمان نداده بود ، من ملازم ركاب شما مىشدم ، اكنون فرزند خود را فرستادم تا امر شما را أطاعت نمايد . « 3 » رسول أكرم صلّى اللّه عليه واله آنچه بر أهل بيتش در آينده مىگذشت وچگونگى شهادت ايشان را براي أم سلمة گفته بود ، وحتى تربت مدفن امام حسين عليه السّلام را به وى عطا كرده بود ، بنابراين هنگام رفتن امام عليه السّلام به سوى عراق ، أم سلمة عرض كرد : « اى نور ديده من ! مرا اندوهناك مكن ؛ زيرا از جدّت رسول خدا صلّى اللّه عليه واله شنيدم كه فرمود : فرزند دلبندم حسين در عراق در سرزمينى كه آن را كربلا مىگويند ، به تيغ ظلم وجفا كشته خواهد شد » . أم سلمة در غزوه خيبر وفتح مكّه وحصارة الطائف وغزوه هوازن وثقيف وسپس در حجة الوداع همراه رسول الله صلّى اللّه عليه واله بوده است . أو خواندن مىدانست ؛ اما نوشتن نمىدانست . « 4 » گفتار بزرگان : برقى ، شيخ طوسي ، ابن عبد البر ، ابن منده 71 وأبو نعيم 72 ، أم سلمة را از صحابه رسول أكرم صلّى اللّه عليه واله شمرده‌اند كه شكى در آن نيست » . « 5 » علامه مامقانى مىگويد : « حالها في الجلالة والاخلاص لأمير المؤمنين والزهراء والحسنين عليه السّلام ، أشهر من أن يذكر وأجلى من أن يحرّر . . . » : « 6 » چگونگى حال ووثاقت وى در اخلاص نسبت به أمير المؤمنين وزهرا وحسنين عليهم السّلام مشهورتر از آن است كه درباره‌اش صحبت شود وآشكارتر از آن است كه متذكر شويم . شيخ محلاتى مىنويسد : « تمام علماى اسلام اتفاق دارند كه أم سلمة در علم وتقوى وفصاحت وبلاغت وولا ومحبت نسبت به خاندان رسالت « كالنّور على شاهق

--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغة : 2 ، 77 - 80 . ( 2 ) . أعلام النساء : 5 ، 224 - 226 . ( 3 ) . رياحين الشريعة : 2 ، 301 . ( 4 ) . أعلام النساء : 5 ، 227 . ( 5 ) . رجال طوسي : 32 ؛ تنقيح المقال : 3 ، 72 ؛ معجم رجال الحديث : 23 ، 177 . ( 6 ) . تنقيح المقال : 3 ، 72 .